مرتضى راوندى

385

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

برجاى رطل و جام مى گوران نهاد ستند پى * برجاى چنگ و ناى و نى آواز زاغست و زغن آنجا كه بود آن دِلسِتان با دوستان در بوستان * شد گرگ و روبه را مكان شد كوف و كركس را وطن ابرست برجاى قمر زهرست برجاى شكر * سنگست برجاى گُهر خارست برجاى سمن آرى چو پيش آيد قضا مروا « 1 » شود چون مرغوا « 2 » * جاى شَجَر گيرد گيا جاى طرب گيرد شجن « 3 » كاخى كه ديدم چون ارَم خرم‌تر از روى صَنَم * ديوار او بينم بخم مانندهء پشت شَمَن « 4 » تمثالهاى بُلعَجَب حال آوريده بىسبب * گويى دَريدند اى عجب بر تَن ز حسرت پيرهن زين‌سان كه چرخ نيلگون كرد اين سراها را نگون * دَيّار كى گردد كنون گِردِ ديارِ يارِ من نظامى عروضى احمد بن عمر بن على سمرقندى ملقب به نظام الدين از نويسندگان و شاعران نامدار قرن ششم هجرى است . در سمرقند تولد يافت . پس از فراگرفتن تحصيلات مقدماتى ، عازم خراسان گرديد و در آنجا با بزرگان علم و ادب ، يعنى با حكيم عمر خيام نيشابورى و امير الشعرا معزى ملاقات نمود . وى سالها به مداحى ملوك آل شنسب مشغول بود و كتاب چهار مقاله يا مجمع النّوادر را كه از متون ادبى مهم زبان فارسى است به نام ابو الحسن حسام الدين على بن فخر الدوله مسعود ، برادرزاده ملك شمس الدين محمد ، پادشاه غورى تاليف كرده است . در اين كتاب از شرايط كار و عوامل موفقيت و كامروايى شاعران ، دبيران ، طبيبان و منجمان و علوم و اطلاعاتى كه هريك بايد فراگيرند سخن رفته و در ضمن ، حكايات جالب و دلنشينى در ذكر احوال خداوندان اين فنون آورده است . اين كتاب در حدود سال 550 يا 551 تاليف

--> ( 1 ) . تفال نيك ( 2 ) . تفال بد ( 3 ) . غم و اندوه ( 4 ) . مرد راهب